کروسانیسم
از موهبت های جدید زندگیم می توانم به کشف یک کروسان شکلاتی نزدیک خانه مان اشاره کنم که من دهان این بندگان خدا را مورد عنایت قرار دادم انقدر سفارش دادم.
- ۰ نظر
- ۲۷ فروردين ۰۰ ، ۱۶:۳۸
از موهبت های جدید زندگیم می توانم به کشف یک کروسان شکلاتی نزدیک خانه مان اشاره کنم که من دهان این بندگان خدا را مورد عنایت قرار دادم انقدر سفارش دادم.
پدر من از آن دست پدر هایی است که نصیحت می کند اما اصلا آدم زده نمی شود. نمی دانم چه سری است حتی من که این همه هم لجباز تشریف دارم وقتی پدر من را نصیحت می کند، نصیحتش در عمق جانم می نشیند. از میان تمام این نصایح همیشه دو مورد به خوبی در ذهنم می ماند. اولی این که ملک همیشه سرمایه است و دومی این که انسان باید خدا را به خدایی قبول داشته باشد. روی صحبتم مورد دوم است. کلی حرف در همین یک جمله نهفته. ما اگر خدا را به خدایی قبول داشته باشیم دیگر غر نمی زنیم، شکایت نمی کنیم، نمی ترسیم و حتی کم نمی آوریم. به او اعتماد می کنیم و تا تهش می رویم.
زیبا نیست؟
بدنم یه کرختی داره که نمی دونم واسه کروناس یا مال بهاره یا از موندن بیش از حد در قرنطینه.
با این هوای امروز دوست داشتم یکی با ماشین میومد دنبالم شب میرفتیم بیرون. گرچه من از اون دسته دخترام که میگم مگه خودم علیلم که ماشینو بردارم و برم ولی باید اعتراف کنم که این دفعه دوست داشتم با یکی باشم :))
من، هاردم، قهوه و کروسان شکلاتیم شما و همه دنیا.
من نه تنها در گذشته غرق نمی شم بلکه دائم ازش فرار می کنم.
امروز مربیم نتونست کلاس ورزش رو تشکیل بده و پس من ورزش نکردم. این رو گفتم که بگم امروز حس عذاب وجدان ناشی از ورزش نکردن گرفتم.
من عروسک baby yoda موخوام.
جنگل تاریک و ساکت است. نور تنها تا دو متر جلوی من را قابل دید گذاشته است. هیچ صدایی نیست جز قدم زدن. وقتی قدم برمیدارم صدای فشرده شدن خاک زیر پایم را می شنوم. گاهی تند گاهی آهسته راه می روم. کمی ترس دارم از آن چه که در جلوی راه برایم منتظر است. مردد. با تعلل. بدون مقصد.