میره جلو و جلو تر
چهارشنبه, ۲۵ فروردين ۱۴۰۰، ۰۱:۵۸ ب.ظ
جنگل تاریک و ساکت است. نور تنها تا دو متر جلوی من را قابل دید گذاشته است. هیچ صدایی نیست جز قدم زدن. وقتی قدم برمیدارم صدای فشرده شدن خاک زیر پایم را می شنوم. گاهی تند گاهی آهسته راه می روم. کمی ترس دارم از آن چه که در جلوی راه برایم منتظر است. مردد. با تعلل. بدون مقصد.
- ۰۰/۰۱/۲۵