پدر من
جمعه, ۲۷ فروردين ۱۴۰۰، ۰۴:۳۶ ب.ظ
پدر من از آن دست پدر هایی است که نصیحت می کند اما اصلا آدم زده نمی شود. نمی دانم چه سری است حتی من که این همه هم لجباز تشریف دارم وقتی پدر من را نصیحت می کند، نصیحتش در عمق جانم می نشیند. از میان تمام این نصایح همیشه دو مورد به خوبی در ذهنم می ماند. اولی این که ملک همیشه سرمایه است و دومی این که انسان باید خدا را به خدایی قبول داشته باشد. روی صحبتم مورد دوم است. کلی حرف در همین یک جمله نهفته. ما اگر خدا را به خدایی قبول داشته باشیم دیگر غر نمی زنیم، شکایت نمی کنیم، نمی ترسیم و حتی کم نمی آوریم. به او اعتماد می کنیم و تا تهش می رویم.
زیبا نیست؟
- ۰۰/۰۱/۲۷