شاعر طبیعت
گشتم گشتم هرجا
پیدا نشد اما
سهراب را می گویم.
هیچ شاعری ذوق درونی من را مثل او در مورد شعر و طبیعت برنیانگیخت.
- ۰ نظر
- ۱۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۴۴
گشتم گشتم هرجا
پیدا نشد اما
سهراب را می گویم.
هیچ شاعری ذوق درونی من را مثل او در مورد شعر و طبیعت برنیانگیخت.
شدت تعصب سایه را روی درست نوشتن املای "بذار" میدانی؟
همان تعصب من برای هکسره
نزدیک یک ماه مونده به امتحانات؟
امتحان را ول کن یوتوب ات یخ کرد
انقدر هیچ خبری از انتخابات نیست که فکر کنم خودشون هم قبول کردن کسی قرار نیست رای بده. ریاست جمهوری رو کامل حذف کنن این طوری مزاحم هم نداشته باشن. به خاطر خودشون می گم.
در وصف حال امشب تنها می توانم بگویم:
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است
تا حالا شده بدون هیچ دلیل خاصی استرس داشته باشی تا حدی که قلبت درد بگیره و هیچی آرومت نکنه؟
مشکل این جاست که به کسی هم نمی تونی بگی چون میدونی مامانت بیش از حد نگران میشه.
این جاهاست که نبود حاجی رو حس می کنم.
من باز امروز رفتم تو یه روم و باز هم مدراتورش اوشون بود. یاد اون قسمت فرندز میفتم که چندلر و جنیس همه جا همدیگه رو میدیدن و جنیس گفت what a small world
بعد چندلر جواب داد and yet i never run into Beyonce.
یه چیزی که همیشه داشتم و من رو از بقیه متفاوت می کرده این بوده که من با دیدن چیزای کوچیک به شدت ذوق می کنم و این ذوق رو نمی تونم پنهان کنم. وقتی هوا ابری میشه و بارون میزنه، وقتی باد میاد و بوی برگ درختا و گل ها بلند میشه، وقتی آسمون نزدیکای غروب نارنجی میشه، وقتی یه بچه ای که تو خیابون براش دست تکون دادم برام دست تکون میده، وقتی مرغ سوخاری میبینم، وقتی ویزگول و زبلون (خواهرزاده هام) من رو صدا میزنن. وقتی یه نوزاد رو میبینم که تازه به دنیا اومده هیچ کنترلی روی اشکام ندارم. وقتی یه زوج رو میبینم که خیلی هم رو دوست دارند و بهم میان لبخندم رو پنهان نمی کنم.
دقیقا من با چیزهای کوچیک خیلی ذوق زده میشم و کاش تو این مورد تنها نبودم.
من یقین دارم منبع بچه مذهبی های توییتر لایتناهیه. هر چه قدر میوت می کنم باز میان تو تایم لاین. این قشر همونه که شاعر در موردش سرود از در بره بیرون از پنجره میاد تو.
روزایی که پوستم خوبه و جوش نمیزنم دلم میخواد بهش تافت بزنم همین طوری بمونه.